تبليغاتX


غزل عاشقی


غزل عاشقی





درد و دل


دل نوشته هاي من


نويسنده


RSS


هم دردها

آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

اگه ندیده بودمت...
 

چه ساده حيف مي شدم اگه نديده بودمت

چه سخت رام مي شدي اگه نمي ربودمت

تو با چشاي آسمون به من نگاه مي كني

روز شب رو با همين غزل سياه مي كني

چه پاسخي به جز نفس به خنده سلام من

چه بي خود از خودم ببين كه هيچ تو تمام من

تو آخرين حضور من تو اولين هميشه اي

تو اون قرار بي صدا ميون نور و شيشه اي

تو رنگ تازگي زدي دوباره هاي خونه رو

بمون كه ترك مي كنم تموم رسم كهنه رو

به شرم انزوا قسم كه با من از تو بهتري

منو به انتهاي ما چه بي من و تو مي بري

چه ساده حيف مي شدم اگه نديده بودمت

چه سخت رام مي شدي اگه نمي ربودمت

چه زود پير مي شد عشق اگه به ما نمي رسيد

ترانه اي نبود اگه از تو صدا نمي رسيد

تو رنگ تازگي زدي دوباره هاي خونه رو

بمون كه ترك مي كنم تموم رسم كهنه رو

به شرم انزوا قسم كه با من از تو بهتري

منو به انتهاي ما چه بي من و تو مي بري...

 


نويسنده: غزل مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 2:44
|+|

درد دل

 

 

خيلي دلم گرفته

آره بازم  به ياد اون افتادم. امروز۱۴۰ روزه كه نديدمش

دلم يه شونه مي خواد واسه گريه كردن. همون شونه هايي رو كه هيچ وقت نداشتم

نمي دونم چرا اينطوري شدم. انگاري تازه داره باورم ميشه كه ديگه نيست. آخ كه چقدر دلم واسه خنده هاش، واسه حرفاش، واسه شوخي هاش تنگ شده...

كاش مي تونستم يه بار ديگه ببينمش...

واسه يه بارم كه شده ببوسمش، بغلش كنم، كاش حد اقل يه روز ديگه پيشم بود

خدايا تا كي بايد شبا به انتظار اومدنش پشت در جا خوش كنم ؟
تا كي بايد منتظر كسي باشم كه مي گن ديگه نمي ياد؟

اون كه طاقت اشكاي منو نداشت پس چرا رفت؟؟؟؟

گفته بود آرزوشه كه قبل از همه ي عزيزاش بميره اما چرا اينجوري؟

باورم نمي شه آخرين تصويرم ازش همون تصوير توي تاريكي باشه.

خدايا چرا هيچ كس بغض منو نمي فهمه؟
چرا هيچ كس حرفاي منو درك نمي كنه؟

چرا هيچ كس واسه يه ثانيه گوش هاشو به من نميده؟

به خدا منم يه آدمم

هميشه بايد تو تنهايي اشك بريزم

هميشه بايد همه چيزو بريزم تو خودمو دم نزنم

آخه تا كي؟

مگه تحمل من چقدره؟

مگه من چقدر جا دارم؟

به خدا ديگه دارم مي تركم دارم از پا در مي يام....

كاش فقط يه بار ديگه مي يومد پيشم

كاش مي تونستم واسه يه ثانيه هم كه شده دوباره خنده هاشو ببينم

آخه تا كي مي تونم توي خواب منتظر اومدنش باشم؟

مي گن خاك سرده، جدايي مي ياره

يعني تا اين حد كه ديگه حتي قدم رنجه نمي كنه يه سر به خوابم بزنه؟ يعني اينقدر زود از يادش رفتم؟

نمي دونم چرا اشكام بند نمي ياد

به دلم مونده يه بار بدون هيچ ترس و واهمه اي بشينم و با خيال راحت گريه كنم

آره از گريه كردن هم ترس دارم

مي ترسم كسي اشكامو ببينه. نبايد جلوي كسي گريه كنم...

خدايا من چرا اين جوري شدم؟
چرا قدر خوشيامونو ندونستيم؟

يعني همه اون خشي ها تموم شد؟
خدايا كي بود اون حسودي كه چشم ديدن خوشبختي مارو نداشت؟
به خدا ديگه طاقت ديدن چشماي خيس مامان و در هم شستن بي صداي بابا رو ندارم

كاش منم به هر چي زود تر به آرزوم برسم

بسه ديگه برام

18 سالگي رو ديدم،19 سالگي هم ديدم،ديگه بسمه نمي خوام 20 سالگي رو ببينم...

كاش فقط يه كم جرئت داشتم و از گناه نمي ترسيدم...

می دونم هيچ كس حرفاي منو نمي فهمه چون:

 

 

 

غم داغ برادر را برادر مرده مي داند

 

 


نويسنده: غزل مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 1:28
|+|

امتحان عشق
 
نويسنده: غزل مورخ: پنجشنبه سی ام خرداد 1387 در ساعت: 3:8
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com